امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

حرفهای مادرت

پسرم... مادرت برای تو حرفایی داره... حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره... عزیز دلم: یک وقتهایی زن بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره. بدقلقی میکنه و حتی اسمت رو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی : "بله" و اون میزنه زیر گریه... زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم.... موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری... باید برای اینجور وقتها آماده باشی ، بلد باشی ، باید یادبگیری که نازش را بکشی... عزیزم ، پسر مغرور و دوست داشتنی من ، ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستند که نازشون خریدار داره....
11 فروردين 1393

یک ساله

هر انسانی  لبخندی  از خداست و تو  زیباترین لبخند خدا بودی برای ما.   و این لحظه قشنگ ترین ساعت دنیاست و این ماه درخشان ترین ماه دنیاست. که تو را درون تصویر نورانی اش میبیند. آمدی به دنیا و دنیا مات و مبهوت به تو می نگرد.  همه جا را سکوت فراگرفته تا  خدا صدای تورا بشنود. صدای دلنشین تو در لحظه شکفتنت. همچون شکوفه های بهاری . آری روز شکفتن تو آغاز فصلی نو و شروع سال جدید  را نوید می دهد عطر حضورت فرا  گرفته همه زمین را............ امیر محمَدم تو یک رویایی که حقیقت داشتنت معرکه است.  داشتن یکی مثل تو معجزه است. امروز رو...
3 فروردين 1393

مادرممممممممممممممم

دیشب اول فروردین با بابایی رفتیم خونه پدربزرگ ایلیا دایی زین العابدین یهو تلفن بابایی زنگ خورد و بابایی با اضطراب جواب میداد تمام حواس من به بابایی بود که چی شده حال مامان جون بد شده بود و خاله سپیده تماس گرفته بود بابایی سریع خودشو برسونه من فقط گریه میکردم از خدا میخواستم چیزیش نشده باشه بابایی به سرعت رفت. اونقد با عجله رفت که ما رو هم با خودش نبرد ما با باباجونی رفتیم درمانگاه ناهید .توی راه همش دعا میخوندم که مامانم چیزیش نشه حالا که خودم مادرم حس مادری مامان جون رو درک میکنم.وقتی مامان جونی توی تخت بی حال دیدم تو رو بردم پیشش گفتم ببین مامان جون کی اومده امیرمحمد اومده چشماتو باز کن اون لحظه قشنگترین لحظه ب...
2 فروردين 1393

تولد یکسالگی

عزیزم لبخند ِ تو معجزه ی شیرینی است که رؤیای بهشت را در دل ِ آدم زنده می کند... با تو همه جا برایم بوی بهشت میدهد همه ی زندگیم........   تولدت مبارک عزیزترازجانم   يكسال پيش توي همچين روزي يه فرشته آسموني پاشو گذاشت تو زندگي من و همسری و  با وجودش زندگيمونو گرمتر و زيباتر از قبل كرد . پسرم به داشتنت افتخار ميكنم. بودنت مايه مباهاتمه . نميدوني چقدر خداوند رو شكر ميكنيم.................... به خاطر اينكه تو رو بهمون داد . الآن كه به قبل فكر مي كنم نميدونم1 سال از زندگيم رو چه  جوري بدون تو سر كردم . دعا ميكنم خداوند همه بچه ها رو صحيح و سالم براي پدر ...
2 فروردين 1393

روز شکفتنت

امیرمحمّدم از تو ممنونم برای یک سال بودنت کنارمون. برای یک سال عشقی که به ما دادی. برای یکسال لبخند بی دریغی که نثارمون کردی. برای یکسالی که همه هستی ما شدی. برای برکتی که با اومدنت به زندگیمون دادی. ازت ممنونممممممم برای اینکه شدی "رنگ زندگیمون" عاشقتیم  تا همیشه برای ما همین "امیرمحمد" باش!!! " پاک " "مهربون" "عاشق" "سلامت" "با معرفت" دوست داشتنی ترین پسر دنیا دوستت داریم اولين سالگرد زميني شدنت مبارك فرشته آسموني ...
2 فروردين 1393

روزشماری یکسالگی

فردا بهترین روز در زیباترین فصل خداست. پسر نازم فردا یکساله که رنگ و بوی تازی به زندگیمون دادی.    یکسال  یکسال سرشار از حس خوشبختی  یکسال پر از حس مادرانه گذشت و تو یک ساله شدی. تو این یک سال با خوابیدنت خوابیدم و با بیدار شدنت بیدار با خنده هات خندیدم و با گریه هات اشک ریختم با هر زمین خوردنت درد کشیدم و با هر دوباره ایستادنت احساس قدرت کردم  به خاطر بودنت هر لحظه هزاران هزار بار خدا رو شکر کردم. هیچ آرزویی ندارم جز یک دنیا سلامتی و یک لبخند شاد شاد برای بهترین پسر دنیا. نمیدونم ولی احساس میکنم که یه جا یه کاری کرد...
1 فروردين 1393

هدیه آسمانی بیا

امروز بی اختیار یاد پارسال این موقع افتادمممممممممممم. نیمی از عمرم رو بی تو و نیمه دیگر رو با تو می خوام سپری کنم. معجزه زیبای آفرینش ، بیا از پیکر من بیاویز، بیا از اندام من الگویی جاودانه بساز. بیا روزهایم را به عشق و نفس هایم را به جوانه های نفس هایت بدوز. شادی بی امان من، وسعت قلبم یارای انتظارت را ندارد ، بیا و مرا در نیازهایت غرق کن.بیا تا دوباره این سفر را با تو از نو شروع کنم.با تو زندگی را دوباره ببینم، بیا برایت خانه دلم را آب و جارو کرده ام. بخاطرت پاکیزه و آراسته شده ام. روحم آماده پذیرش توست. جسمم تو را می خواند. خدای را از زبان تمام شب بوهای ایوان صدا کرده ام که تو را سالم و کا...
29 اسفند 1392